|
بعد از چن مدت كه با اتفاقات و حوادث دردسرساز مختلف دست و پنجه نرم كردم، تازه يه كم سرم خلوت شده. مي تونم بگم اگه توي دو سال اخير پنج تا مقطع زماني سخت داشته باشم، يك ماهه اخير حتما يكي از اون پنجتا محسوب مي شه.
تو اين مدت علاوه بر اتفاقاتي كه براي خودم افتاد، دوستام هم وضعيت خوبي نداشتن. دوست خوبم محمود آهسته كه پدرش رو از دست داده بود، مراسم چهلم برگزار كرد. براي كرامت آهسته هم علاوه بر اينكه عموش رو از دست داد يه اتفاق تلخ ديگه هم افتاد. پسر عموي قاسم مبشري تصادف سختي رو از سر گذروند و مجتبي آگاه هم شاهد عمل باز قلب عموش بود.
خودم هم اين روزا دارم با مريضي دست و پنجه نرم مي كنم. خلاصه با هر زحمتي بود تونستم اين مقطع رو پشت سر بذارم. حالا بايد ببينم در آينده چي پيش مي آد. البته خوبي اين سختي ها اين بود كه خيلي تجربه ها رو به دست آوردم و خيلي آدم ها رو هم شناختم. درست گفتن كه حوادث تلخ اطرافيان تو رو برات صافي مي كنه. واقعا درست گفتن.
اين عكس بالا رو هم كه مي بينيد موقعي گرفتم كه با عبدالله هژبري، قاسم مبشري و موسي آگاه به يكي از كوه هاي اطراف لطيفي رفتيم. اگه يه كم دقت كنيد مثل من مي فهميد كه براي اينكه تو همچين شرايط سخت زندگي بتوني تنهايي ادامه بدي، حتما بايد علاوه بر گل، خار هم داشته باشي.
تهيه شده توسط
حسين دلگرم
در تاريخ
يكشنبه ۱۳ مرداد ۸۷ ساعت ۱۲:۲۱ |
نظرات (1)
|